تبليغاتX
ورود نا محرمان اکیدا ممنوع سرگیجه

سرگیجه

پیچ پیچک های دور ذهنم...

خوب قابل توجه دوستایی که سرگیجه دارند من خوبم !

نمی دونم جریان چیه ولی بعد از تمام اتفاقات و ناراحتی شدید من در حال حاظر خوبم میرم سر کار به خاطر همین کم پیدام ...

محیط کارم رو دوست دارم بعد از این همه بی حوصله گی و افسردگی این کار حسابی روحیم رو جور کرده .

یه کتاب دارم می خونم به پیشنهاد چند تااز دوستای واقعیم یکیشون خواهرم افسانه  (مگه نمیشه خواهر ادم دوستش باشه؟!) یکی مصطفی یا به قول شما جاده ابریشم  اون یکی هم فرهاد داداشی گلم!

اسم کتاب ۴ اثر از اسکاول شین هست.در یک کلام عالیه!

یه سری قانونهای معنوی رو یاد ادم میده کلی روح ادم رو شفاف میکنه

عنوان پستم رو از اون ور داشتم .

هر از چند گاه دلم می خواد غصه بخوره ولی خوشبختانه وقت نمیکنه! این خیلی عالیه ...

تنها چیزی که ناراحتم میکنه اینه که وقت نمی کنم برای نمایشگاهم درست حسابی کار کنم  چیزی تا نمایشگاه نمونده  اما از پس اونم  بر میام به همتون قول میدم

همین دیگه ... هوای خودتون رو داشته باشید!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 20:39  توسط فریبا سلیمانی ذوقی  |